فرانچسكو نوولوي دوم حكمران پادوا و سفير آن شد. يك فاضل خانه به‌دوش حقيقي‌، كه در بي‌قراري و دانش‌دوستي پيشگام بسياري از فضلاي اعصار بعدي بود. بوكاچيو را در عنفوان‌ جواني در خانه‌ٴ دانته شناخته و با پترارك در ونيز (1363) آشنا شده بود. او معلمي مشهور بود كه‌ استفاده از تشويق و ترغيب دوستانه را مفيدتر از فشار و اجبار و رشد عقلي را بيش از حافظه‌ لازم مي‌دانست و بر ارزش همكاري ميان خانه و مدرسه تأكيد مي‌كرد. از جمله‌ٴ شاگردانش كساني‌ چون پيترو پائولو وِرجريو (حدود 1370ـ حدود 1444)؛ گوارينو دا وِرونا (حدود 1370ـ1460)؛ ويتورينو دا فِلتره (1378ـ1446) انسانگرايان نامدار بودند.
ساباديني 18 اثر او را برشمرده كه هيچ‌كدام چاپ نشده‌اند و اهميتي ندارند، مگر زندگي عاقلانه‌ كه سندي است از زندگاني خودش با بي‌طرفي چشمگير. معاهده‌ٴ ميان نقرسي و عنكبوت (1407)، تنها نوعي سرگرمي ادبي است و نشان مي‌دهد كه موٴلف از بيماري نقرس رنج مي‌برده است‌.

6. هلند
سِله‌

يوآنس سِله‌، مدير مدرسه‌ٴ هلندي (وفات‌: 1417).
با اين‌كه سِله هيچ نوشته‌اي از خود باقي نگذاشته است‌، جاي آن دارد كه در اين مقدمه از وي‌ ذكري شود، چون يكي از بزرگ‌ترين مديران مدرسه‌ٴ همه‌ٴ اعصار و از بنيانگذاران ايمان جديد يا نوزايي مسيحي است كه گروته پديد آورد.
او حدود سال 1347 در زوول زاده شد، در زادگاهش تحصيل كرد و آنگاه براي ادامه‌ٴ تحصيل‌ به دانشگاه پراگ رفت و در حدود 1374 از آن‌جا بازگشت‌. خيلي زود به مديريت مدرسه‌ٴ عالي‌ زوول انتخاب شد. در سال 1375 همراه گروته به گروئندال (براي ديدن رويسبروك‌)، به پاريس‌ رفت‌. هم‌چنان‌كه توماس اَكمپيس خاطرنشان كرده‌، آن دو يك روح در دو بدن بودند. سله قريب‌ چهل سال مدير مدرسه‌ٴ زوول بود (1375 ـ 1417)، و با مديريت او اين مدرسه مشهور شد و از سراسر هلند، دوك‌نشين كلو و سرزمين‌هاي ژرمن دانشجويان را به خود جلب كرد. بيشتر به‌خاطر او بود كه زوول به‌صورت يك مركز فرهنگي همتاي دِوِنتِر درآمد. او بر آن بود كه عمل خوب و موٴثر مهم‌تر از معرفت و حرف است‌. او در نهم مه 1417 در حدود سن هفتاد سالگي در زوول‌ درگذشت و در صومعه‌ٴ محبوبش ويندسهايم مدفون شد.
جانشينانش در مديريت مدرسه‌ٴ زوول ليوينيوس ميدلبورگي‌، هرمان كِرستكِن و در سال‌1432 يان فان دالِن بود، كه باعث دوران تازه‌اي از رونق در آن مدرسه شد. يكي از دستياران‌ اصلي او يان بوش (1399 ـ 1480) بود، كه تاريخ ويندسهايم را نوشت و در سال 1451 كاردينال‌ نيكولاي كوزايي به او دستور داد صومعه‌هاي كشيشان اوگوستيني در آلمان را اصلاح كند.